نام : پرواز همای گیلانی
زادگاه : گیلان ، شهرستان شفت ، روستای احمد سرگوراب
زادروز : بیستم بهمن ماه سال یکهزار و سیصد و پنجاه و هشت
رشته ی آموزشی : گرافیک
هنرستان : کمال الملک در رشت
رشته ی دانشگاهی : موسیقی
دانشگاه :دانشگاه آزاد کنسرواتوار موسیقی تهران
رشته ی مورد علاقه : ادبیات و چکامه سرایی
آواز را نزد استادان بزرگی همچون فریدون پوررضا ، کمال الدین عباسی ، هنگامه اخوان و کریم صالح عظیمی فراگرفته و سپس در رشته ی ادبیات از استادان دکتر علی قلی محمودی بختیاری ، علی اکبر کنی و استاد دادبه بهره مند گشته و خود را شاگرد چکامه سرایانی می داند که در انجمن های ادبی چکامه هایشان را شنیده است. رشته ی دیگر مورد علاقه ی همای نقاشی است که همچنان از دوران کودکی به آن پرداخته است.
این هم نمونه ای از کارهای همای:
ای شاه
ای شاه بی خیال مست
با توام آیا با من مسکین حواست هست
روزگاری دامنت می گیرد آه این فقیران تهی دست
تا کنون آیا کنار کودکانت نیمه شب آشفته خفتستی
نه نه تو بی غم و مستی
تا کنون حتی برای تکه نانی پیش فرزندان خود شرمنده بودستی
نه نه تو بی غم و مستی
کجا پای تو تا زانو به گل بودست
کجا چشمانت از بار گناهانت خجل بودست
صدای ناله ی دهقان پیری را که می گرید شنیدستی
نه نه تو بی غم و مستی
ای شاه بی خیال مست
با توام آیا با منه مسکین حواست هست
روزگاری دامنت میگیرد آه این فقیران تهی دست
نکند موسم سفر باشد ساربان خفته و بی خبر باشد
بوی باران تازه می آید نکند بوی چشم تر باشد
سخنی از وفا شنیده نشد نکند گوش خلق کر باشد
نکند عشق در برابر عقل دست از پای درازتر باشد
نکند پرده چون فرو افتد داستان، داستان زر باشد
زیر این نیم کاسه های قشنگ نکند کاسه ی دگر باشد
نکند آن که درس دین می داد از خدا ، پاک بی خبر باشد
هم چو سرو، ایستادن در این باغ نکند پاسخش تبر باشد
بیا بنشینو با مردم مدارا کن
گره از کار ِ این افتادگان وا کن
بترس از شعله های زیر خاکستر
بیا اندیشه ی اندوه فردا کن
هزاران تاج سلطانی
دو صد تخت سلیمانی
فلک بستاند از دستت به آسانی
که این تخت بلند جم
نه بر شاهان سامانی وفا کردو نه بر پرویز ِ ساسانی
که این رسم فلک باشد
نه شاهنشاه بشناسد نه روحانی
مباد آن دم که چنگیزی به پا خیزد
کشاند آشیانت را به ویرانی
همای از خواندن این فتنه پروا کن
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی


